قلعه پیتر و پل سن پترزبورگ؛ زادگاه امپراتوری روسیه و راهنمای جامع بازدید

قلعه پیتر و پل سن پترزبورگ نخستین بنای ساخته شده در این شهر است که در سال 1703 به دستور پتر کبیر در جزیره زایاچی بنا شد. این مجموعه تاریخی امروزه میزبان کلیسای جامع پیتر و پل با آرامگاه تزارهای روسیه، زندان معروف باستیون تروبسکوی، موزه تاریخ شهر و توپ ظهرگاهی معروف است. بازدید از این قلعه برای درک…

به روزرسانی گارگروه نویسنده سایت
فهرست مطلب 20 بخش

قلعه پیتر و پل سن پترزبورگ نخستین بنای ساخته شده در این شهر است که در سال 1703 به دستور پتر کبیر در جزیره زایاچی بنا شد. این مجموعه تاریخی امروزه میزبان کلیسای جامع پیتر و پل با آرامگاه تزارهای روسیه، زندان معروف باستیون تروبسکوی، موزه تاریخ شهر و توپ ظهرگاهی معروف است. بازدید از این قلعه برای درک تاریخ امپراتوری روسیه و معماری قرن هجدهم میلادی یک تجربه ضروری و فراموش نشدنی برای هر گردشگری محسوب می شود.

تاریخچه شکل گیری قلعه پیتر و پل؛ زادگاه سن پترزبورگ

سن پترزبورگ به عنوان پایتخت فرهنگی روسیه شناخته می شود، شهری پر از کاخ های مجلل، کانال های آبی زیبا و خیابان های وسیع که چشم هر بیننده ای را خیره می کند. اما پیش از آن که کاخ زمستانی یا موزه ارمیتاژ ساخته شوند، تنها یک جزیره باتلاقی و کوچک در دهانه رودخانه نوا وجود داشت. این جزیره که به نام زایاچی یا جزیره خرگوش ها شناخته می شود، مهد تولد امپراتوری روسیه بود. در ماه مه سال 1703 میلادی، در جریان جنگ بزرگ شمالی علیه امپراتوری سوئد، پتر کبیر دستور ساخت یک قلعه نظامی را صادر کرد تا سواحل دریای بالتیک را برای روسیه تثبیت کند و راهی برای تجارت با اروپای غربی باز نماید. او این قلعه را به نام قدیسین حامی خود، یعنی حواریون پتر و پل، نامگذاری کرد. هدف اولیه از ساخت این بنا، ایجاد یک پایگاه دیده بانی و دفاعی در برابر نیروی دریایی سوئد بود، اما به سرعت به قلب تپنده یک امپراتوری جدید و قدرتمند تبدیل شد.

دیوارهای چوبی اولیه به سرعت با سازه های سنگی جایگزین شدند. معمار سوئیسی-ایتالیایی به نام دومنیکو تریزینی مسئولیت طراحی و ساخت این قلعه را بر عهده گرفت. قلعه به شکل یک شش ضلعی نامنظم طراحی شد تا با فرم طبیعی جزیره مطابقت داشته باشد. دیوارهای عظیم قلعه که ارتفاع آن ها به دوازده متر و ضخامت آن ها در برخی نقاط به بیست متر می رسد، برای مقاومت در برابر سنگین ترین توپخانه های آن دوران ساخته شدند. شش باستیون یا سنگر اصلی قلعه به نام نزدیکان و ژنرال های پتر کبیر نامگذاری شدند: منشیکوف، گولووکین، زوتوف، تروبسکوی، ناریشکین و باستیون حاکم. این سازه های خاکی و سنگی، محیط دفاعی قلعه را تشکیل می دادند و هر کدام توپخانه های مخصوص به خود را در اختیار داشتند.

با این حال، با پیشروی ارتش روسیه و عقب راندن نیروهای سوئدی، مرزهای امپراتوری گسترش یافت و تهدید نظامی مستقیم از بین رفت. قلعه پیتر و پل هرگز در هیچ نبردی مورد حمله قرار نگرفت و توپ های آن در میدان جنگ شلیک نشدند. در عوض، این بنا کاربری جدید و تاریک تری پیدا کرد و به معروف ترین و مخوف ترین زندان سیاسی در امپراتوری روسیه تبدیل شد، مکانی که سرنوشت بسیاری از روشنفکران و انقلابیون روسیه در آن رقم خورد.

معماری و دروازه سنت پتر؛ دروازه ورود به تاریخ

هنگام نزدیک شدن به قلعه از سمت پارک الکساندر، بازدیدکنندگان ابتدا با دروازه سنت پتر مواجه می شوند. این دروازه تنها سازه باقی مانده از قلعه چوبی اولیه است که بعدها با سنگ بازسازی شد و به شکل امروزی درآمد. این دروازه بیشتر شبیه به یک طاق پیروزی رومی است تا یک ورودی نظامی و دفاعی. مجسمه چوبی سنت پتر در یک طاقچه قرار دارد و در بالای طاق، عقاب دو سر روسیه که نماد امپراتوری است به چشم می خورد. عبور از این دروازه حس قدم گذاشتن به قرن هجدهم میلادی را به بازدیدکننده منتقل می کند. معماری باروک پترین در این دروازه به وضوح قابل مشاهده است، سبکی که پتر کبیر برای مدرنیزه کردن روسیه و نزدیک کردن آن به استانداردهای اروپای غربی ترویج کرد. این سبک با تزئینات نسبتا ساده، تاکید بر خطوط عمودی و استفاده از آجر و سنگ شناخته می شود.

بین باستیون ها، دیوارهای پرده ای قرار دارند که توسط چندین دروازه دیگر قطع می شوند. این دروازه ها دسترسی به رودخانه و بخش های دیگر شهر را فراهم می کردند. یکی از جذاب ترین بخش های معماری قلعه، نحوه ادغام آن با محیط طبیعی جزیره است. مهندسان قرن هجدهم با مهارت کامل از توپوگرافی جزیره استفاده کردند تا سازه ای غیرقابل نفوذ ایجاد کنند. امروزه پیاده روی روی این دیوارهای عظیم و تماشای منظره پانوراما از رودخانه نوا و کاخ زمستانی در آن سوی آب، یکی از محبوب ترین فعالیت ها برای گردشگران و عکاسان حرفه ای است.

کلیسای جامع پیتر و پل؛ شاهکار باروک و آرامگاه تزارها

در مرکز قلعه و در میدان اصلی، کلیسای جامع پیتر و پل قرار دارد که بلندترین و مهم ترین سازه این مجموعه محسوب می شود. برخلاف کلیساهای ارتدوکس سنتی روسیه که دارای گنبدهای پیازی شکل طلایی و فضاهای داخلی تاریک و پر از شمع هستند، این کلیسا به سبک باروک پترین طراحی شده است و ظاهری کاملا اروپایی دارد. برجسته ترین ویژگی این کلیسا، مناره طلایی آن است که تا ارتفاع 122 متری به آسمان کشیده شده است. در نوک این مناره، مجسمه ای از یک فرشته که صلیبی را در دست دارد قرار گرفته است. این فرشته قرن هاست که بر فراز شهر نظارت می کند و به نماد بصری سن پترزبورگ تبدیل شده است. برج ناقوس این کلیسا میزبان یک مجموعه ناقوس یا کاریلون است و صدای زنگ های آن که بر فراز رودخانه نوا طنین انداز می شود، یکی از نمادین ترین تجربه های شنیداری در سن پترزبورگ محسوب می شود.

فضای داخلی کلیسا خیره کننده و پر از نور است. ستون های مرمرین صورتی و سبز، گچ بری های ظریف و نقاشی های دیواری بزرگ که صحنه هایی از زندگی حواریون را به تصویر می کشند، توجه هر بیننده ای را جلب می کنند. نقطه کانونی کلیسا، ایکونوستاسیس یا دیوار مقدس آن است. این دیوار چوبی منبت کاری شده و طلاکاری شده توسط استادکاران ماهر در مسکو ساخته شد و سپس قطعات آن از طریق رودخانه ها و کانال های آبی به سن پترزبورگ منتقل و در اینجا با دقت فراوان سرهم شد. این ایکونوستاسیس با مجسمه های چوبی فرشتگان و قدیسین تزیین شده است که در کلیساهای ارتدوکس روسی بسیار کم نظیر است.

اما مهم ترین دلیل شهرت جهانی این کلیسا، آرامگاه سلسله رومانوف است. تقریبا تمام تزارها و ملکه های روسیه از زمان پتر کبیر تا نیکلای دوم در اینجا به خاک سپرده شده اند. تابوت ها از مرمر سفید آلتای ساخته شده اند و روی آن ها صلیب های برنزی سنگین قرار دارد. صلیب های روی تابوت امپراتورها با تاج سلطنتی و عقاب دو سر تزیین شده اند، در حالی که تابوت ملکه ها طرح های متفاوتی دارند. چیدمان تابوت ها در دو طرف کلیسا بر اساس سلسله مراتب و ترتیب زمانی انجام شده است.

نزدیک محراب، شما با تابوت پتر کبیر مواجه می شوید. او در سال 1725 درگذشت و خاکسپاری او آغازگر استفاده از این کلیسا به عنوان مقبره سلطنتی بود. در نزدیکی او تابوت همسرش کاترین یکم و سپس الیزابت پتروونا قرار دارد. یکی از زیباترین و مهم ترین تابوت ها متعلق به کاترین کبیر است، زنی که اصالتا آلمانی بود اما به یکی از قدرتمندترین حاکمان تاریخ روسیه تبدیل شد. در بخش های جلوتر، تابوت الکساندر یکم (فاتح ناپلئون)، نیکلای یکم، الکساندر دوم (که توسط بمب انقلابیون ترور شد) و الکساندر سوم قرار دارد.

یکی از احساسی ترین و پربازدیدترین بخش های کلیسا، کلیسای کوچک سنت کاترین در سمت چپ محراب است. اینجا آرامگاه آخرین تزار روسیه، نیکلای دوم، همسرش الکساندرا و پنج فرزندشان است. این خانواده در سال 1918 توسط بلشویک ها در زیرزمین خانه ایپاتیف در یکاترینبورگ به طرز فجیعی اعدام شدند. بقایای آن ها برای دهه ها در جنگل های سیبری مخفی بود و تنها در اواخر قرن بیستم از طریق آزمایش های پیشرفته دی ان ای شناسایی شد. در ژوئیه سال 1998، دقیقا هشتاد سال پس از مرگشان، پیکر آن ها طی یک مراسم باشکوه دولتی و با حضور مقامات عالی رتبه روسیه در این کلیسای کوچک به خاک سپرده شد و یکی از غم انگیزترین فصل های تاریخ روسیه به پایان رسید. ایستادن در کنار این تابوت ها و تفکر به سرنوشت تراژیک این خانواده، تجربه ای عمیقا تکان دهنده برای هر بازدیدکننده ای است.

کلیسای کوچک تدفین دوک های بزرگ

در اواخر قرن نوزدهم، فضای کلیسای جامع اصلی برای دفن اعضای خاندان سلطنتی پر شده بود. برای حل این مشکل، کلیسای کوچک تدفین دوک های بزرگ در مجاورت کلیسای جامع و با یک راهروی متصل ساخته شد. این بنا به سبک نئوباروک طراحی شده و دارای یک گنبد زیبا و موزاییک های داخلی ظریف است. این مکان برای دفن دوک ها و دوشس هایی بود که حاکم مستقیم امپراتوری نبودند اما از خون سلطنتی بهره می بردند. معماری داخلی این کلیسا با سنگ های مرمر رنگارنگ، ستون های ظریف و نورپردازی ملایم، فضایی بسیار آرام و معنوی ایجاد کرده است. این کلیسا لایه دیگری از شکوه معماری را به محوطه قلعه اضافه می کند و به بازدیدکنندگان اجازه می دهد تا با شاخه های فرعی شجره نامه وسیع خاندان رومانوف آشنا شوند.

باستیون تروبسکوی؛ باستیل روسیه و زندان سیاسی

اگر کلیسای جامع نشان دهنده شکوه، ثروت و قدرت الهی امپراتوری باشد، باستیون تروبسکوی نشان دهنده تاریکی، سرکوب و ماشین سرکوب دولت تزاری است. این زندان با امنیت بالا در سال 1872 ساخته شد تا جایگزین سیاه چال های قدیمی تر و بی رحمانه تر شود. این مکان اغلب به عنوان باستیل روسیه شناخته می شد و نام آن لرزه بر اندام هر روشنفکر و مخالف سیاسی می انداخت. شرایط در اینجا برای شکنجه روانی طراحی شده بود. زندانیان در انزوای کامل نگه داده می شدند، سکوت مطلق در راهروها اجباری بود، نگهبانان با کفش های نمدی راه می رفتند تا صدایی تولید نشود و سلول ها سرد، مرطوب و بدون هیچ گونه وسیله سرگرمی بودند.

لیست زندانیان این مکان مانند یک کتاب تاریخ از انقلابیون و نویسندگان بزرگ روسیه است. فئودور داستایوفسکی در سال 1849 به دلیل عضویت در محفل روشنفکری پتراشفسکی در اینجا زندانی شد. او به اعدام محکوم شد، به حیاط قلعه برده شد، کفن پوشید و در برابر جوخه آتش ایستاد، اما در آخرین ثانیه ها و درست پیش از شلیک، عفو تزار را دریافت کرد و به سیبری تبعید شد. این تجربه تروماتیک و مواجهه با مرگ، دیدگاه فلسفی و نوشته های او را برای همیشه تغییر داد و شاهکارهایی مانند جنایت و مکافات را پدید آورد. لئون تروتسکی، ماکسیم گورکی، آنارشیست معروف میخائیل باکونین، پتر کروپوتکین و الکساندر اولیانوف (برادر بزرگتر ولادیمیر لنین که به دلیل توطئه برای ترور تزار الکساندر سوم اعدام شد) همگی مدتی را در این سلول های دلگیر گذراندند.

پس از انقلاب 1917 بلشویک ها، ورق برگشت. دولت جدید شوروی از این زندان برای نگه داشتن وزیران دولت موقت سرنگون شده و مخالفان جدید رژیم استفاده کرد. زندان در سال 1921 برای همیشه بسته شد، اما میراث آن به عنوان مکانی برای رنج، انزوا و مبارزه ایدئولوژیک همچنان در دیوارهای سرد آن ملموس است. امروزه بازدیدکنندگان می توانند از سلول های بازسازی شده عبور کنند، روی تخت های چوبی سفت بنشینند و خاطرات، نامه ها و یادداشت های قاچاقی زندانیان را که در موزه به نمایش درآمده است بخوانند. این بخش از قلعه، درکی عمیق از هزینه های انسانی تغییرات سیاسی در روسیه ارائه می دهد.

خانه مخفی و سرنوشت دکابریست ها

پیش از ساخت باستیون تروبسکوی در اواخر قرن نوزدهم، زندانیان سیاسی در مکانی بسیار مخوف تر به نام خانه مخفی در راولین الکسیفسکی نگه داری می شدند. این زندان برای انزوای مطلق و فراموشی کامل طراحی شده بود. سلول ها کوچک، تاریک و به شدت عایق صدا بودند. زندانیان اجازه صحبت کردن، مطالعه کتاب، داشتن کاغذ یا ملاقات با هیچ کس را نداشتند. بسیاری از زندانیان به دلیل محرومیت حسی شدید و طولانی مدت، عقل خود را از دست دادند و در جنون کامل جان سپردند. معروف ترین زندانیان خانه مخفی، دکابریست ها بودند؛ افسران نجیب زاده و تحصیلکرده ای که در دسامبر 1825 قیام ناموفقی را علیه تزار جدید، نیکلای یکم، رهبری کردند. آن ها ماه ها در این سیاه چال ها بازجویی شدند. پنج تن از رهبران اصلی دکابریست در نهایت در تاریکی شب در حیاط قلعه به دار آویخته شدند و گفته می شود قبر مخفی آن ها در جایی از محوطه قلعه حفر شد، هرچند مکان دقیق آن تا به امروز یک راز تاریخی باقی مانده است.

موزه کیهان نوردی و فناوری موشکی؛ رازی در دل قلعه

یکی از شگفت انگیزترین و کمتر شناخته شده ترین جاذبه های پنهان در داخل دیوارهای قلعه، موزه کیهان نوردی و فناوری موشکی است. در دهه 1930 میلادی، دولت شوروی آزمایشگاه دینامیک گاز را در راولین ایوانوفسکی قلعه تاسیس کرد. این نخستین مرکز تحقیقات و توسعه موشکی دولتی در اتحاد جماهیر شوروی بود. پیشگامان برنامه فضایی شوروی، مانند والنتین گلوشکو، در همین ساختمان های تاریخی روی موشک های سوخت مایع اولیه و پرتابگرهای معروف کاتیوشا که در جنگ جهانی دوم نقش حیاتی ایفا کردند، کار کردند. امروزه این موزه میزبان موتورهای موشکی واقعی، لباس های فضایی اصل، ماکت های فضاپیماها و اسناد محرمانه دوران جنگ سرد است. این یک تقابل شگفت انگیز و بی نظیر است: زادگاه امپراتوری تزاری روسیه، دهه ها بعد به عنوان مهد عصر فضایی شوروی و رقابت تسلیحاتی عمل کرده است.

سایر جاذبه های کلیدی در محوطه قلعه

قلعه پیتر و پل در واقع یک شهر کوچک و خودکفا در دل شهر بزرگتر سن پترزبورگ است و جاذبه های متعدد دیگری نیز در خود جای داده است که هر کدام داستان منحصر به فرد خود را روایت می کنند.

موزه تاریخ سن پترزبورگ

این موزه که در چندین ساختمان تاریخی از جمله خانه فرمانده و انبارهای قدیمی پخش شده است، نمایشگاه های جذابی از زندگی روزمره ساکنان شهر از زمان تاسیس در قرن هجدهم تا دوران فروپاشی شوروی ارائه می دهد. شما می توانید کالسکه های سلطنتی، لباس های مد روز قرن نوزدهم، اسباب بازی های کودکان تزار، پوسترهای تبلیغاتی دوران شوروی و حتی یک آپارتمان اشتراکی بازسازی شده از دهه 1930 را ببینید. این موزه به شما کمک می کند تا بفهمید مردم عادی در سایه کاخ های مجلل چگونه زندگی می کردند.

ضرابخانه مسکوکات (Monetniy Dvor)

این ضرابخانه توسط پتر کبیر در سال 1724 تاسیس شد و یکی از قدیمی ترین، بزرگترین و مهم ترین ضرابخانه های جهان است که هنوز در مکان اصلی خود فعال است. نمای بیرونی آن با درهای برنزی سنگین و معماری کلاسیک، اهمیت پول و اقتصاد را در امپراتوری نشان می دهد. اگرچه ورود به بخش های تولیدی برای عموم ممنوع است، اما فروشگاه کوچکی در ورودی آن وجود دارد که می توانید سکه های یادبود، مدال های کلکسیونی و نشان های افتخار را که دقیقا در همان کارگاه ها ضرب شده اند، خریداری کنید.

خانه قایق و پدربزرگ نیروی دریایی

در یک غرفه کوچک و ساده به نام خانه قایق، یک قایق چوبی کوچک نگهداری می شود که به پدربزرگ نیروی دریایی روسیه معروف است. داستان از این قرار است که پتر کبیر نوجوان این قایق را در یک انبار قدیمی پیدا کرد، آن را تعمیر کرد و در دریاچه های اطراف مسکو به آب انداخت. همین تجربه ساده، جرقه ای در ذهن او روشن کرد که منجر به تاسیس نیروی دریایی قدرتمند روسیه و تغییر ژئوپلیتیک منطقه بالتیک شد. این قایق ساده، نماد آغازگر رویای دریایی روسیه است.

باستیون ناریشکین و توپ ظهرگاهی

هر روز دقیقا در ساعت دوازده ظهر، یک گلوله مشقی از توپ بزرگ مستقر در باستیون ناریشکین شلیک می شود. این سنت به قرن نوزدهم باز می گردد، زمانی که شلیک توپ برای تنظیم ساعت های جیبی شهروندان و اعلام زمان دقیق به کشتی های لنگر انداخته در رودخانه نوا استفاده می شد. امروزه این یک نمایش توریستی محبوب است. بازدیدکنندگان از ده دقیقه قبل در محوطه باستیون جمع می شوند تا خدمه توپ را در حال آماده سازی و لود کردن گلوله تماشا کنند. صدای انفجار بسیار بلند است و دود غلیظی در هوا پخش می شود که هیجان خاصی را به همراه دارد.

ساحل قلعه و جشنواره های شن

در زیر دیوارهای سنگی عظیم و در حاشیه رودخانه نوا، یک ساحل شنی طولانی قرار دارد. در ماه های گرم تابستان، مردم محلی سن پترزبورگ به جای رفتن به سواحل دوردست، به اینجا می آیند تا آفتاب بگیرند، والیبال ساحلی بازی کنند و در جشنواره سالانه مجسمه های شنی شرکت کنند. اما عجیب ترین رویداد این ساحل در چله زمستان رخ می دهد. وقتی رودخانه یخ می زند، اعضای باشگاه محلی والروس (شناگران آب یخ) با اره های برقی یخ را می برند و در آب های نزدیک به انجماد شنا می کنند. تماشای این افراد در حالی که دمای هوا منفی بیست درجه است، یکی از عجیب ترین و جذاب ترین صحنه هایی است که یک گردشگر می تواند ثبت کند.

مقایسه قلعه پیتر و پل با سایر جاذبه های سن پترزبورگ

بسیاری از گردشگران در برنامه ریزی سفر خود دچار تردید می شوند که آیا باید وقت خود را صرف موزه ارمیتاژ کنند یا قلعه پیتر و پل. واقعیت این است که این دو مکان دو روی یک سکه هستند. در حالی که کاخ زمستانی و موزه ارمیتاژ تجملات بی حد و حصر، ثروت هنری و زندگی لوکس سلسله رومانوف را به نمایش می گذارند، قلعه پیتر و پل قدرت خام، نیروی نظامی، ماشین بوروکراسی و واقعیت های خشن حفظ آن امپراتوری را نشان می دهد. ارمیتاژ درباره زیبایی، طلا و تابلوهای نقاشی است؛ قلعه درباره بقا، مجازات، اعدام و پایه ریزی دولت آهنین است. درک کامل و عمیق سن پترزبورگ نیازمند بازدید از هر دو مکان است تا تصویر کاملی از شکوه و وحشت تاریخ روسیه در ذهن شما شکل بگیرد.

راهنمای عملی و نکات ضروری برای بازدیدکنندگان

برنامه ریزی دقیق برای بازدید از این مجموعه عظیم می تواند تجربه شما را بسیار لذت بخش تر کند. در ادامه مهم ترین نکات لجستیکی برای گردشگران آورده شده است:

نوع بلیطامکانات دسترسیقیمت تقریبی (روبل)
بلیط ورودی محوطهپیاده روی روی دیوارها، ساحل، نمای بیرونی و توپ ظهرگاهیرایگان تا 100
بلیط ترکیبی کاملکلیسای جامع، زندان تروبسکوی، موزه تاریخ، موزه فضایی700 تا 1000
بلیط تک بناییفقط ورود به یک موزه یا کلیسای خاص200 تا 400

ساعات کاری: محوطه بیرونی قلعه همه روزه از ساعت شش صبح تا ده شب باز است. اما موزه ها و کلیسای جامع معمولا از ساعت ده صبح تا شش عصر فعالیت می کنند. توجه داشته باشید که برخی از موزه ها در روزهای خاصی از هفته (معمولا سه شنبه یا چهارشنبه) تعطیل هستند، بنابراین حتما پیش از مراجعه، تقویم کاری موزه دولتی تاریخ سن پترزبورگ را بررسی کنید.

مسیر دسترسی: بهترین و زیباترین راه برای رسیدن به قلعه، استفاده از مترو و پیاده روی است. ایستگاه مترو گورکوفسکایا نزدیک ترین ایستگاه به قلعه است. از آنجا می توانید یک پیاده روی دلپذیر پانزده دقیقه ای را از میان پارک زیبای الکساندر آغاز کنید و از روی پل ایوانوفسکی که از روی تنگه کرونورکسکی می گذرد، عبور کنید. این مسیر پیاده روی، چشم اندازهای فوق العاده ای از دیوارهای قلعه که از آب بیرون آمده اند را در اختیار شما قرار می دهد و برای عکاسی بسیار مناسب است.

بهترین زمان بازدید: قلعه در دوران شب های سفید (اواسط ژوئن تا اوایل ژوئیه) جادویی ترین حالت خود را دارد، زمانی که خورشید به ندرت غروب می کند و مناره طلایی در گرگ و میش می درخشد. با این حال، این ایام اوج شلوغی گردشگران است و صف های طولانی برای ورود به کلیسا تشکیل می شود. برای فرار از جمعیت، بهترین کار حضور در محوطه دقیقا در ساعت ده صبح و همزمان با باز شدن درهای موزه هاست. بازدید در فصل زمستان نیز زیبایی خاص خود را دارد؛ تقابل برف سفید با سنگ های زرد و قهوه ای قلعه منظره ای بی نظیر می سازد، اما باید خود را برای بادهای سرد و برنده ای که از سمت رودخانه نوا می وزد به خوبی آماده کنید.

نکته مهم برای عکاسان و گردشگران ایرانی: برای ثبت لحظه شلیک توپ ظهرگاهی، حتما از ده دقیقه قبل در باستیون ناریشکین حضور داشته باشید تا بهترین زاویه دید را پیدا کنید. صدای شلیک بسیار بلند است، بنابراین مراقب گوش های خود و کودکان همراه باشید. همچنین، عکاسی بدون فلش در تمام محوطه ها مجاز است، اما استفاده از سه پایه در داخل کلیسای جامع بدون هماهنگی قبلی و پرداخت هزینه ویژه ممنوع می باشد. با توجه به شرایط دریافت ویزای روسیه برای ایرانیان، پیشنهاد می شود از تورهای گروهی که راهنمای فارسی زبان دارند استفاده کنید تا از جزئیات پیچیده تاریخی که در تابلوهای روسی زبان نوشته شده است جا نمانید.

پرسش های متداول گردشگران درباره قلعه پیتر و پل

چرا این جزیره به نام جزیره خرگوش ها شناخته می شود؟

پیش از ساخت قلعه و خشک کردن باتلاق ها، این جزیره زیستگاه طبیعی تعداد بسیار زیادی خرگوش بود. بومیان منطقه اینگرین آن را جزیره خرگوش ها نامیدند و این نام حتی پس از برافراشته شدن دیوارهای سنگی عظیم و تغییر کاربری منطقه نیز باقی ماند و امروزه در نقشه های رسمی به عنوان زایاچی شناخته می شود.

آیا می توان از مناره برج ناقوس کلیسا بالا رفت؟

به طور کلی، مناره اصلی به دلیل ظرافت سازه تاریخی چوبی و راه پله های بسیار باریک و مارپیچ برای عموم باز نیست. با این حال، تورهای راهنمای ویژه و محدودی گاهی توسط مدیریت موزه برگزار می شود که به گروه های کوچک اجازه می دهد تا به طبقات بالای ناقوس و فضاهای زیر شیروانی دسترسی پیدا کنند که نیازمند رزرو از ماه ها قبل است.

آیا توپ ظهرگاهی هر روز شلیک می شود؟

بله، این توپ هر روز دقیقا در ساعت دوازده ظهر، صرف نظر از شرایط آب و هوایی، باران، برف یا طوفان شلیک می شود. این یکی از قابل اعتمادترین و قدیمی ترین سنت های شهر سن پترزبورگ است که گردشگران و ساکنان محلی برای تنظیم ساعت های خود به آن اعتماد دارند.

جمع بندی نهایی

قلعه پیتر و پل بسیار فراتر از مجموعه ای از ساختمان های قدیمی و دیوارهای سنگی است. این بنا پایه و اساس فیزیکی، نظامی و معنوی شهر سن پترزبورگ محسوب می شود. در داخل این دیوارهای ضخیم، بزرگترین پیروزی های امپراتوری روسیه و در عین حال تاریک ترین و غم انگیزترین فجایع آن به نمایش درآمده است. از مناره طلایی که به سوی بهشت کشیده شده تا سلول های سرد و نمور باستیون تروبسکوی، هر آجر و هر سنگ این جزیره داستانی شگفت انگیز از جاه طلبی، قدرت، هنر و رنج انسانی را روایت می کند. برای هر مسافری که به دنبال درک عمیق روح پیچیده تاریخ روسیه است، عبور از پل ایوانوفسکی و قدم گذاشتن در محوطه قلعه پیتر و پل، یک سفر ضروری و فراموش نشدنی در طول زمان خواهد بود. این مکان نه تنها زادگاه یک شهر، بلکه نقطه شروع تغییر مسیر تاریخ یک ملت بزرگ است.

دسته های مرتبط: